|
تشخيص افتراقي :اختلال منشاء جسمي يا رواني دارد؟
تعيين علل سبب ساز مهمترين قسمت ارزيابي را تشكيل ميدهد. تشخيص افتراقي بين عوامل عضوي و رواني اوّلين قدم در اين راه است. پس از بررسي و رد كردن علل عضوي، نوبت به تحليل جزء به جزء وضعيت روحي- رواني ميرسد.
در گذشته تصوّر بر اين بود كه 95% از اختلالات جنسي منشاء رواني دارند كه البتّه اين ديدگاه امروزه قدري تغيير كرده است. در اختلالاتي كه احتمال عضوي بودن آنها زياد است، بخصوص در افراد بالاي 40 سال علل داروئي و بيماريها بايد به دقّت مدّ نظر باشد.
مدّت زمان زيادي هم نيست كه به اثر داروها و بيماريها بر عملكرد جنسي توجّه شده است وحتّي امروزه با روشهاي معمول معاينه پزشكي نيز امكان تشخيص علل خفيف اين اختلالات بسيار ضعيف است. به همين خاطر وظيفة پزشك اين است كه با تكيّه براصول واطّلاعات پزشكي بتواند علل عضوي اختلال را از علل رواني متمايز كند.
مصاحبه تشخيصي مهترين قدم در راه رسيدن به تشخيص افتراقي بين مشكلات جنسي جسمي و رواني است و تنها در صورت شكّ قوي به عضوي بودن علّت مي بايست از معاينات و آزمونهاي تخصّصي تر استفاده كرد. با استفاده از نكات ذيل مي توان مشكلات جنسي رواني و جسمي را آسانتر از هم افتراق داد:
علائم اختلال دائمي يا مقطعي است؟
اين مرحله مهمترين اقدام براي شروع تشخيص افتراقي است. در صورت مقطعي بودن علائم، احتمالاً علّت اختلال رواني است وعلل دارويي يا بيماري به عنوان علائم سبب ساز كنار گذاشته مي شود (استثنائاتي نيز وجود دارند مثل سندرم سرقت
Steal Syndrome در اين اختلال تنها در وضعيتي كه مرد رو قرار دارد به جهت عوامل هموديناميك خاص، خون از
شريان آلت به شريانهاي ديگر منتقل شده و فرد دچار سستي آلت مي شود). در صورتي كه مشخص شود مشكل بيمار تنها در موقعيتهاي خاص رخ ميدهد نيازي به اقدامات تشخيصي ومعاينات اضافي وجود ندارد.
ماهيت اين اختلال كدام است؟
|